اسلام وبرده داری ؟چرا؟(بخش اول)
سوال:
اسلام و برده داری؟
چرا؟ (بخش اول)
در یک جمله کوتاه باید گفت که اسلام برنامه دقیق و زمانبندى شده براى آزادى بردگان دارد که همه آنها تدریجا آزاد میشوند، بی آنکه این آزادى عکس العمل نامطلوبى در جامعه به وجود آورد.
ولى پیش از آنکه به توضیح این طرح دقیق اسلامى بپردازیم ذکر چند نکته را مقدمتا لازم میدانیم:
نکته اول
اسلام هرگز ابداع کننده بردگى نبوده است، بلکه در حالى ظهور کرد که مساله بردگى سراسر جهان را فرا گرفته و با تار و پود جوامع بشرى آمیخته بود.
نکته دوم
بردگان در طول تاریخ سرنوشت بسیار دردناکى داشته اند،
به عنوان نمونه بردگان اسپارتها را که به اصطلاح قومى “متمدن” بودند در نظر میگیریم ، به قول نویسنده روح القوانین غلامان اسپارتى به قدرى بدبخت بودند که تنها غلام یک نفر نبودند، بلکه غلام تمام جامعه محسوب میشدند، و هر کس بدون ترس از قانون میتوانست هر قدر بخواهد غلام خود یا دیگرى را آزار و شکنجه دهد، و در حقیقت زندگانى آنها از حیوانات نیز بدتر بود.
از زمانى که بردگان را از کشورهاى عقب افتاده صید میکردند تا هنگامى که در بازارهاى فروش عرضه میشد بسیارى از آنها میمردند، و باقیمانده وسیله اى بودند براى بهره گیرى برده فروشان طماع و اندک غذائى که به آنها میدادند براى زنده ماندن و کار کردن بود، و به هنگام پیرى و بیماریهاى صعب العلاج آنها را به حال خود رها میکردند تا به شکل دردناکى جان دهند!
لذا نام بردگى در طول تاریخ با انبوهى از جنایات هولناک همراه است.
اسلام به عنوان دینی که برای آزادی و سعادت همه بشریت آمده بود همواره از سرنوشت دردناک بردگان در گذشته به عنوان یک معضل بزرگ اجتماعی رنج می برده است.
به همین دلیل هرگز در برابر این مسأله مهم سکوت نکرده است و راه حلی بسیار حکیمانه و دقیق برای ریشه کن کردن این معضل ارائه نموده است.
نکته سوم
طرح اسلام براى آزادى بردگان
آنچه غالبا مورد توجه قرار نمیگیرد این است که اگر نظام غلطى در بافت جامعه اى وارد شود ریشه کن کردن آن احتیاج به زمان دارد، و هر حرکت حساب نشده نتیجه معکوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى که به یک بیمارى خطرناک مبتلا شده و بیماریش کاملا پیشرفت نموده است، و یا شخص معتادى که ده ها سال به اعتیاد زشت خود خو گرفته، در اینگونه موارد حتما باید از برنامه هاى زمان بندى شده استفاده کرد.
صریحتر بگوئیم :
اگر اسلام طبق یک فرمان عمومى دستور میداد همه بردگان موجود در آن را آزاد کنند ، چه بسا بیشتر آنها تلف میشدند، زیرا گاه نیمى از جامعه را بردگان تشکیل میدادند، آنها نه کسب و کار مستقلى داشتند، و نه خانه و لانه و وسیلهاى براى ادامه زندگى.
اگر در یک روز و یک ساعت معین همه آزاد میشدند یک جمعیت عظیم بیکار ظاهر میگشت که هم زندگى خودش با خطر مواجه بود و هم ممکن بود نظم جامعه را مختل کند، و به هنگامى که محرومیت به او فشار می آورد به همه جا حمله ور شود و درگیرى و خونریزى به راه افتد.
اینجا است که باید تدریجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند ، نه جان خودشان به خطر بیفتد ، و نه امنیت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست این برنامه حساب شده را تعقیب کرد.
