خطبه فدکیه /قسمت بیست وسه /بخش دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح خطبه فدکیه حضرت زهرا سلام الله علیها
جلسه بیست و سوم (بخش دوم)
قرآن؛ مدعي حق خدا
بعد حضرت به نقش قرآن در ميان جامعه اسلامي اشاره مي فرمايند.
اگر از اول مي فرمودند كه:
به سراغ اميرالمؤمنين عليه السلام و امام معصوم برويد، قبول نمي كردند.
همه اين مقدمات و احتجاجات براي اين است كه به ايشان بفهمانند كه شما راه خطا رفتيد كه علي را كنار گذاشتيد.
اول چيزي كه مي تواند زمينه احتجاج را فراهم كند و آن ها را هدايت كند، قرآن است.
اما حضرت اين معنا را به سبك بسيار جالب و زيبايي بيان كرده اند.
مي توانستند قرآن را مبتدا قرار دهند و بگويند:
قرآن چنين صفاتي دارد.
اما مي فرمايند:
خداوند بر شما حقي دارد كه طلب كننده اي در ميان شما آن حق را از شما مطالبه مي كند.
كلام را از اين جا شروع مي كند:
زعيم حق له فيكم؛
يعني اولا خدا بر شما حقي دارد و ثانيا آن حق مطالبه كننده اي دارد.
نمي توانيد بگوييد:
ما حق خدا را نمي دانستيم.
خدا بر شما حق ربوبيت دارد و شما به خاطر اين كه بنده ايد در مقابل او مسئول ايد.
اين اولين حق و روشن ترين حقي است كه انسان درك مي كند. من مال خودم نيستم و هر چه دارم از آن ديگري است.
او رب من است و من بايد مطيع او باشم.
و عهد قدمه إليكم؛
كلمه عهد استعمالات مختلفي دارد.
يك معناي عهد تعهد و التزام است؛
اما تعبير «عهد إليه» تعبير خاصي است. هر حرف اضافه اي معناي دقيقي را افاده مي كند. «عهد إليه» با «عهد له» يا «عهد في كذا» تفاوت دارد.
«عهدنا إلي آدم» در آيه شريف ولقد عهدنا إلي آدم من قبل فنسي ولم نجد له عزما،
معناي قرارداد متقابل بين دو نفر نيست.
نزديك ترين معنا در فارسي به اين، معناي «فرمان» است.
عهد اميرالمؤمنين الي مالك الاشتر، يعني فرمان علي به مالك اشتر.
حضرت زهرا سلام الله عليها مي فرمايند:
خداي متعال حقي دارد كه اين حق يك متصدي در ميان شما دارد و فرماني براي شما صادر كرده است.
و بقية استخلفها عليكم؛
كلمه «بقية» در قرآن هم به كار رفته است:
(بقية الله خير لكم).
يكي از القاب حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف هم «بقية الله» است؛
يعني ساير ائمه از دنيا رفته اند و امامي كه براي شما باقي گذاشته شده وجود مقدس ولي عصر ارواحنافداه است.
حضرت زهرا مي فرمايند:
گرچه پيغمبر از دنيا رفت، اما چيزي برايتان باقي گذاشته است.
اين صفاتي كه براي قرآن ذكر مي فرمايند در حكم خبر براي مبتداي متأخر است.
كتاب الله الناطق؛
قرآن كتابي است كه براي شما حرف مي زند.
البته نسبت نطق به قرآن به اعتبارات مختلف متفاوت مي شود.
از اين جهت مي گويند ناطق است كه وقتي انسان قرآن را مي خواند از آن مطلب مي فهمد و گويا خدا با او سخن مي گويد.
از طرف ديگر، قرآن خودش حرف نمي زند و براي بيان بعضي مطالب احتياج به مبين دارد.
از اين جهت اميرالمؤمنين مي فرمايند:
هذا كتاب الله الصامت و أنا كتاب الله الناطق.
اين دو اعتبار نبايد با هم خلط شود.
حضرت مي فرمايند:
خداي متعال در ميان شما كتابي قرار داده است كه سخن مي گويد و حق خدا را از شما مطالبه مي كند.
اگر به قرآن گوش دهيد مي فهميد كه از شما چه مي خواهد.
قرآن مي گويد:
أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي الأمر منكم.
و القرآن الصادق، و النور الساطع و الضياء اللامع؛
قرآن صادق نور تابان، پرفروغ و درخشان است.
همه اين فرمايشات مقدمه اي است براي فراهم كردن زمينه براي استدلال به قرآن.
بينة بصائره؛
بصيرت ها و بينش هايي كه قرآن به شما اعطا مي كند خيلي روشن است.
منكشفة سرائره؛
درست است كه مطالبي در قرآن پنهان است، اما اين سراير باز شده و پرده از روي آن ها برداشته شده است و شما مي توانيد آن حقايق را بي پرده ببينيد و استفاده كنيد.
متجلية ظواهره؛
ظاهر آن جلوه گري مي كند.
مغتبطة به أشياعه؛
كساني كه از قرآن پيروي كنند و پا جاي پاي او بگذارند به آن مسرورند.
قائدا إلي الرضوان اتباعه؛
كسي كه دنباله روي قرآن باشد، قرآن او را به سوي رضوان الهي رهبري مي كند.
مؤد إلي النجاة استماعه؛
حتي گوش دادن به قرآن شما را به راه نجات مي كشاند.
به تنال حجج الله المنورة و عزائمه المفسرة و محارمه المحذرة؛
به وسيله قرآن است كه حجت هاي الهي به شما مي رسد و عزيمت هاي قرآن (چيزهايي كه خداي متعال بر شما واجب كرده است) براي شما تفسير مي شود و در مقابل، شما را از حرام هاي الهي بر حذر مي دارد.
و بيناته الجالية و براهينه الكافية؛
دلايل روشن و برهان هاي كافي همه در قرآن بيان شده است.
خلاصه بيانات حضرت در اين بخش اين است كه بايد اول توجه داشته باشيد به اين كه شما مسئول ايد، و اين مسئوليت شما منحصر به مسايل فردي نيست.
بايد اين مسئوليت تان را به وسيله قرآن بشناسيد و قرآن حجت را بر شما تمام كرده است.
ان شاءالله خدا توفيق استفاده از قرآن و اهل بيت عليهم السلام را به همه ما مرحمت كند.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
